مرگ جنگل
نویسنده : گلوریا رند        مترجم : لادن مقیمی اسکویی        ناشر :  شرکت انتشارات فنّی ایران، ۱۳۸۷

 

“ جنگل ساکت و تاریک بود و بوی دلپذیر چوب نمناک به مشام می رسید. من و پدرم در حال قدم زدن گاه

ی آهو یا گوزنی را می دیدیم و آرام به آنها نگاه می کردیم. جنگل پر بود از درختان تنومند و جانوران کوچک و بزرگ.

گاهی روی تپه ای بالای رودخانه می ایستادیم تا نفسی تازه کنیم و با دیدن علف هایی که له شده بودند، می فهمیدیم گوزن ها نیز پیش از ما آنجا استراحت کرده اند.
من فکر می کردم که جنگل همیشه پابرجاست و هیچ چیزی نمی تواند این همه زیبایی و آرامش را از بین ببرد ولی آن روز متوجه چیز عجیبی شدم. روی تنه درختان تنومند و بزرگ جنگل علامت های ناآشنایی با رنگ آبی کشیده شده بود…“

این کتاب برای کودکان دبستانی نوشته شده است و به وسیله متن قوی و تصاویر زنده و بسیار زیبای خود کودک را با زندگی پرنشاط یک جنگل همراه می کند و شور همدلی را در او برمی انگیزد. داستان مناسب قصه گویی است و همکاری پدر و فرزندی را نشان می دهد که در کنار یکدیگر برای نجات جنگل و حیوانات آن تلاش می کنند ولی نمی توانند مانع کار کارخانه چوب بری شوند و درختان را نجات دهند.
وقایع داستان چیزی است که اغلب اوقات در واقعیت با آن روبرو می شویم و به جاست که کودک با چهره غم انگیز آن آشنا شود ولی نباید چاره جویی های بعد از وقوع چنین فجایعی را از یاد برد و نشان داد که با وجود از بین رفتن درختان بیشمار هنوز نیز راه هایی مانند احیای جنگل های از دست رفته، برای حفظ محیط زیست وجود دارد که یافتن آنها وظیفه هریک از ماست.